کرامات و کارهای غیرعادی

­

 

متولیان خرافه همیشه برآن می­ کوشند تا اشخاص و مراکزی را سرچشمه­ کارهای غیر عادی و اعجاز گونه و به اصطلاح کرامات معرفی کنند.

در تاریخ همه­ مکتب­ های غیر عقلانی، موارد بی ­شماری از کارهای غیر عادی و کرامات را می­ توان یافت. هزاران مرکز شفا بخش در مسیحیت و هزاران مرکز در ادیان و مکاتب هندی برای مردم حاجت می­ دهند و شفا می ­بخشند و مشکل حل می ­کنند. درعرفان اسلامی نیز، کرامات اولیا در تذکره­ ها و تاریخ­ ها حجم قابل توجهی دارند.[1] دریغا که این مسئله در اسلام و تشیع نیز جایگاه خاصی پیدا کرده است، با این­ که زبان وحی به رسول خدا(ص) فرمان می ­دهد به مردم بگوید از من انجام کارهای غیرعادی را نخواهید، معجزه­ من همین قرآن است و ابزار تشخیص شما، عقل و اندیشه­ شماست.

 من منکر معجزه­ پیامبران نیستم. بی­تردید، همه­ پیامبران در شرایط لازم از معجزه بهره­ می ­گرفتند. اما، این خود یکی از معجزه ­های دین اسلام است که بر معجزه تکیه نمی ­کند. به همین دلیل، معجزه ­های حسی و مربوط به حوادث کائنات در قرآن کریم جایگاهی ندارند. مردم بارها و بارها از رسول خدا معجزه­ حسی خواستند که انجام آن از طرف خداوند رد شد.[2] اگر هم در جایی مردم می­ خواستند حادثه ­ای را معجزه حسی بشمارند، آن حضرت مخالفت می ­کرد. روزی که تنها پسرش ابراهیم از دنیا رفت، خورشید گرفت. همهمه‌ مردم بلند شد كه خورشيد گرفته است! ياران محمد گريه سر دادند و گفتند: جايگاه رسول خدا و فرزند خردسالش را بنگريد كه آسمان در مرگ او عزادار است!

چون رسول خدا سخن مردم را شنيد، لحظه ‌اي مرگ ابراهيم را از ياد برد، اشك چشمانش خشكيد و خود را به جايي كشيد كه مردم بيشتري او را ببينند و فرمود: اي مردم! زبان به سخن نادرست باز نكنيد و بي دليل و برهان باور متراشيد! خورشيد و ماه از مرگ و زندگي هيچ كس اثر نمي‌ پذيرند. اين‌ ها دو آيه و نشانه از آيات و نشانه هاي خداوند هستند. بنابراين، با مشاهده اين دگرگوني سر به سجده خدا بگذاريد و گرداننده‌ كائنات را ستايش كنيد.[3]

 در اين جا نيز محمد اعجاز ديگري را براي هميشه‌ تاریخ به ثبت رسانيد! و باز هم يك معجزه حسي هميشه قابل ترديد را با يك اعجاز عقلي و ترديد ناپذير جابجا كرد.

نمونه‌ دیگر آنکه، لشكر اسلام در سفری برای جهاد در مرزهای روم به سرزمين «حجر» رسيد كه ويرانه هاي قوم ثمود بود. شب طوفان شن و ماسه همه جا را پوشانيد و چاه ­ها را از نظر لشكريان گم كرد. لشكریان اسلام با خطر بي آبي روبرو شده و نگران آن بودند كه تا رسیدن به سرزمينی ديگر، از تشنگي هلاك شوند. اما، ناگهان هوا ابري شد و رگبار باران آنان را از آب بي ‌نياز كرد. شادمان نزد رسول خدا(ص) آمده و گفتند: معجزه رخ داده است.

رسول خدا نظر آنان را نپسنديد و گفت: نه! اين معجزه نيست. ابري در حركت بوده و باراني به ما رسيده است!

در اين جا رسول خدا يك باور شكننده و مقطعي را با يك باور استوار و جاودانه جابجا مي كند و يك اعجاز واقعي را در جاي يك «شبه معجزه» قرار مي دهد. اگر باران را معجزه اعلام كنند، هر كسي ميتواند ترديد كند كه شايد يك جريان عادي بوده است. چنانكه در همان زمان كه عده اي آن را معجزه مي ناميدند، بعضي از منافقان، آن را يك جريان عادي تلقي مي كردند. اما، اينكه يك رهبر و يك انسان كه پيروانش مدام مي كوشند تا او را موجودی خداگونه و مافوق طبيعت نشان دهند، نظر ياران در مورد معجزه بودن باران را رد می كند، اعجازی است كه هيچگاه براي عقل و انديشه بشر، جاي ترديد نخواهد بود.[4]

 

 


-فریدالدین عطار، تذکره الاولیا.[1]

1- اسراء/ آیه­های 90 تا 93. هود/ 12. نساء/ 153. انعام/ 7 و 8. و موارد دیگر.

[3]2 - ترجمه التنبیه و الاشراف. ص 252. ترجمه طبقات کبری ج 1، ص 130. ترجمه تاریخ یعقوبی. ج 1. ص 457 و سیره ها و کتب تاریخی دیگر.

[4]1 - سیرت رسول­الله، ج2، ص 961 به بعد. سُبُل الهدی ج5،ص 433 به بعد. تاریخ­الاسلام، ج2، ص 627 به بعد.