فضایی برای اندیشیدن

 

این ادعا که باید شریعت را کنار بگذاریم چون مولود زمان و مکان خاصی است و قوانین تازه ای وضع کنیم، در اساس یک ادعای غربی است و به عقیده‌ی من هم ادعای آنها کاملاً منطقی است. منطقی است چون از روی تحقیق و تفحص این سخن را گفته‌اند. واقعیت این است که آنها در علوم مختلف پیشرفت بسیار داشته‌اند و این پیشرفت هم حاصل کار و تلاش بوده است. آنچه آنها گفته‌اند بر بنیاد خردورزی استوار است، نه بر دعواهای سیاسی. مشکل عمده‌ی جامعه ما همین است که همه‌ی مسائل را سیاسی می کنند و با این کار مانع طرح مسائل به طور سالم می شوند.

کانت در مقاله‌ی روشنفکری خود ضمن بیان ایده هایش از پادشاه وقت تجلیل می کند و تنها چیزی که از او می خواهد این است که فضایی برای اندیشیدن داشته باشد. به نظر من این خواسته‌ی کانت بسیار مهم و قابل توجه است. «فضایی برای اندیشیدن» یک خواسته‌ی بسیار حساب شده و خردمندانه است. من فکر می کنم که یک جامعه برای پیشرفت به چنین امکانی و به چنین فضایی نیازمند است.

قبلاً گفتم که مبارزه‌ی غربیان با شریعت منطقی بود. اکنون علت این حرف را توضیح می دهم:

کسانی که در غرب مخالف شریعت بودند، به دو گروه تقسیم می شدند؛ گروهی که مرجعیت دین را پذیرفته بودند و گروهی که به طور کلی معتقد بودند باید دین را کنار گذاشت. لوتر از گروه اول بود. او متن را پذیرفت و اضافات کلیسا را دور ریخت، چون به عقیده‌ی او مصوبات کلیسا جزیی از دین نبودند.

اما ما در اسلام چیزی به غیر از متن نداریم. هرچه هست، متن و سنت است. دیدگاه های مجتهدین ما فهم متن است، نه ایجاد احکام و قوانین تازه. اگر قوانینی داشتیم که واضع آنها فقها بودند، می توانستیم بگوییم که این احکام و قوانین را نمی پذیریم. برای مثال می توان علیه قمه زنی اقدام کرد، ولی نمی توان علیه نماز سخنی گفت. چون اولی نه در سنت است و نه در متن، ولی دومی در هردو هست. اگر 50 یا 60 درصد از شریعت در کتاب و سنت نبود، می توانستیم «لوتر»هایی داشته باشیم تا علیه آنها بپا خیزند. ولی ما چیزی نداریم که ساخته‌ی فقها باشد تا بتوانیم آن را کنار بگذاریم.

لوتر کسی بود که مرجعیت دین را پذیرفته بود، اما عده ای هم بودند که به کلی مرجعیت دینی را رد می کردند. از کانت به این سو، عقل و خرد جای مرجعیت دینی را گرفت. گروه تازه، حقوق نوشتند، قواعد اخلاقی وضع کردند و به طور کلی طرحی نو در انداختند که مبتنی بر عقل بشری بود و منشاء دینی نداشت.

اشکال کار ما اینجاست که می خواهیم با استناد به قرآن و سنت، شریعت را حذف کنیم. این یک تناقض آشکار است! چگونه می خواهیم با استناد به این دو، شریعت را حذف کنیم؟

حذف شریعت از سوی جریان روشنفکری غرب به خاطر این بود که آنها با دین مخالف بودند و به طور کلی آن را کنار گذاشتند. ولی وقتی که ما خود را دیندار می دانیم، چگونه می خواهیم شریعت اسلام را که عین کتاب و سنت است، حذف کنیم؟

از اینها گذشته، به گمان من، حذف شریعت در ایران هرگز به بهبود اوضاع و به پیشرفت فرهنگی منجر نخواهد شد، بلکه تاثیر معکوس خواهد گذاشت؛ یعنی باعث خواهد شد که واکنش های جدی در قبال آن صورت گیرد. همانطور که کشف حجاب به زور سرنیزه واکنش منفی در پی داشت، حذف شریعت هم مردم را تحریک خواهد کرد. حتی این عمل تاثیر بسیار بیشتری از کشف حجاب خواهد داشت، چون حجاب فقط جلوه ای از شریعت است. اگر بخواهیم همه‌ی شریعت را حذف کنیم، طبیعی است که پیامدهای بسیار سنگینی خواهد داشت. به نظر من، این نوع برخوردها، فقط جامعه را به هرج و مرج خواهد کشاند و موجی از خشونت ایجاد خواهد کرد.

در عین حال، اگر کسی مدعی شود که قسمت هایی از شریعت باید تغییر کند و بخش هایی از آن به کلی کنار گذاشته شود، جای تامل دارد. اما اگر کسی بخواهد در کلیت آن تجدید نظر کند، نتیجه‌ی معکوس خواهد گرفت. اگر قرار است با شریعت مخالفت شود، این مخالفت باید از راهش انجام بگیرد و مخالفت، باید بنیانی عقلانی و علمی داشته باشد. ما می خواهیم کل یک چیز را تغییر بدهیم، در حالی که در تغییرات جزیی مانده ایم. تمام انرژی ما صرف جدال های جناحی می شود و فرصت نداریم که به مسائل مهم بیندیشیم. من منکر ضعف ها و کاستی ها و فسادها نیستم، اما نحوه‌ی برخورد ما با فساد، از خود فساد فاجعه‌بارتر است. اگر ما حقیقتاً خواهان بهبود اوضاع فرهنگی و فکری خود هستیم، راهی که در پیش گرفته ایم، درست نیست.

چهار برادر را در نظر بگیرید که همگی به دلایلی با یکدیگر اختلاف دارند. آیا با توجه به اینکه همه‌ی آنها به یک اندازه مقصر و خطاکارند، اگر به محض رخ دادن خطایی از سوی یکی، دیگران بر بام بروند و آن را هوار بکشند، کار درستی انجام داده اند؟

اگر بر این مسئله تاکید می کنم به این دلیل است که به عقیده‌ی من در وضعیت بحرانی کنونی ما پیشرفتی نخواهیم داشت و علتش این است که همه‌ی امور ما رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است و به قول کانت فضا و امکانی برای اندیشیدن سالم وجود ندارد.

 

والسلام

دکتر سید یحیی یثربی

12-04-1397