چرا از هاوکینگ تجلیل کردم؟!

 

 

چندی پیش دانشمند معروف، استفن هاوکینگ درگذشت. من به این مناسبت یادداشتی نوشته و منتشر کردم. پس از گذشت مدتی کوتاه، چند پیام به دستم رسید که مرا به نوشتن این یادداشت واداشت تا توضیح مختصری در این خصوص بدهم تا هم انگیزه خود را در نوشتن یادداشت قبلی‌ام در مورد هاوکینگ بیان کنم و هم اینکه از ایجاد شبهه توسط یادداشتم جلوگیری نمایم.

در یکی از این پیام‌ها، یادداشتی از کانال نقد الحاد و آتئیسم برایم ارسال شد که طی آن گفته می‌شود: «هاوکینگ در سال 2017 از سوی انجمن علم و سلامت آمریکا در زمره‌ی ده شخصیت علمی جهان قرار گرفته که اشتباهات بسیار زیادی در نظریات خود در این سال داشته است». (نقل به مضمون)

من در مورد اشتباه یا باطل بودن دیدگاه‌های یک دانشمند فیزیک بحثی ندارم. هر انسان دانشمندی ممکن است اشتباه کند و احتمال اینکه بزرگ‌ترین اشتباهات متعلق به بزرگ‌ترین دانشمندان باشد، کم نیست. هم اکنون، اشتباهات افلاطون، ارسطو و ابن سینا و امثال آنان بر کسی پوشیده نیست.

در پیامی دیگر آمده است: « چرا این فیزیکدان بزرگ و متوفی که داعیهی دانایی داشت، نتوانست بیان روشنی از آنچه بدان رسیده است یا برهانی را که یافته‌های دیگران را انکار می‌کند، بیان کند؟»

در این مورد، باید توجه داشت که موضع هاوکینگ، موضع نرسیدن و هدایت نیافتن است. الزاماً هر انسانی به نتیجه‌ی معینی نمی‌رسد، اما بهتر آن است که ما به او راه نشان دهیم و به خاطر نرسیدن او را سرزنش نکنیم. چنانکه وظیفه پیامبران این بود که در برابر منکران بردبار و متحمل باشند و دست از هدایت آنان برندارند. بنابراین، هستند کسانی که نمی‌رسند و یا نمی‌توانند برسند، وظیفه‌ی دینداران متفکر آن است که به هدایت آنان بپردازند، یعنی در حوزه‌ی همان رشته، با روش علمی و بیان روشن و با مهربانی و محبت، دست آنان را گرفته، راه درست را به ایشان نشان دهند. بی‌تردید، انسان متفکر، کورکورانه و از روی تعصب با حقیقت بزرگی همچون وجود خداوند دشمنی نمی‌کند، چنانکه آنتونی فلو (مرگ 2010 م.) فیلسوف انگلیسی در 81 سالگی رسماً با نگارش کتابی (There is a God: How the World's Most Notorious Atheist Changed His Mind ) از راهی که در پیش گرفته بود، برگشت و به وجود خداوند اعتراف کرد.

مثلاً،  کسانی که بر این باورند که داروین به خطا می‌رود، باید به راهنمایی وی بپردازند و با تحقیر و تندی او و امثال او را کنار نگذارند. رسول خدا (ص) وقتی دو روز کسی را که زباله بر سرش می‌ریخت، در محل کارش ندید، جویای حالش شد. گفتند که بیمار است، حضرت به عیادت وی رفت. این تکلیف ماست!

همچنین در ایمیلی که دریافت کردم، نوشته شده است: « طبق آیات قرآن کریم،انسانی که کافر از دنیا رود، جاودان در آتش است، و افرادی که امام کفر باشند، به طریق اولی، تکلیفشان مشخص. مراقبت فرمایید که گفتار شما موجب انحراف افراد ضعیف الایمان، دستاویز منافقین و مایهی از بین رفتن مجاهدت علمای راستین نشود».

در پاسخ این دوست عزیز باید بگویم که ما با آخرت ایشان کاری نداریم. اگر دانشمندان برجسته خدمتی به دانش و اندیشه کرده و خیانتی به بشریت نکرده باشند، شاید رحمت الهی ایشان را نیز، مانند حاتم بخشنده، مورد عنایت قرار دهد.

در پایان، این نکته را یادآور می شوم که دشمن دانا، به از نادانِ دوست! در قرآن کریم خوف و خشیت در برابر خداوند مخصوص دانایان دانسته شده است. خودِ دانایی مهم است، اگرچه وصف دشمن ما باشد. اگر صلیبیان قرون وسطی امکانات امروز را داشتند، به هیچ غیرمسیحی رحم نمی کردند و نسل غیرمسیحیان را از میان می بردند؛ اما یک دانشمند فقط می گوید که من نرسیده ام و هرگز به جنگ مومنان نمی آید. شاید انکار وی به خاطر نمونه ای از دین باشد که در اختیار اوست. بی تردید، اگر بتوانیم دین درست را به وی معرفی کنیم، راه خواهد یافت. اظهارات امثال هاوکینگ هشداری هستند به دینداران متفکر که دانشمندان دنیا را در نظر بگیرند و به تناسب تحولات آنان معلومات و دلایل خود را فراهم آورند.

 

والسلام

دکتر سید یحیی یثربی

فروردین ماه 1397

11-01-1397