یادداشتی به مناسبت حادثه ی دردناک تصادف شاگردان هرمزگانی

 

در سنت گذشته ی ما، دو چیز اهمیت بسیاری داشتند؛ یکی ثروت و دیگری قدرت. به نظر من، هنوز هم این دو در ناخودآگاه ما ارزش زیادی دارند. لذا، به آنان که مقام و منصبی دارند و نیز به ثروت و ثروتمندان، توجه بیشتری می کنیم.

اگر قرار بود یک استاندار یا یک مدیرکل از استان هرمزگان به استان فارس سفر کند یا یک کامیون پول یا شمش طلا از این مسیر بگذرد، همه ی دقت های لازم انجام می گرفت، از نوع اتومبیل گرفته تا راننده و همراهان و بسیاری از ملاحظات رفاهی و امنیتی.

با این حال، اگرچه انسان و تحصیل علم در آموزه های دینی و نیز در هنگام پروراندن انشاهای دوران مدرسه، مورد تاکید بسیار بوده و هستند، اما در واقعیت و در ذهن و زندگی ما جای چندانی ندارند. چند سال پیش، مدیر مدرسه ای از عهده ی یکی از شاگردان بازیگوش خود برنیامده، مادرش را به مدرسه احضار کرد. اما مادر به مدرسه نرفت و به اطلاع مدیر رسانده شد که خانواده ی این کودک بسیار مرفه می باشند، از این رو مادر کودک حضور در مدرسه را در شأن خود نمی داند!

مدیر برآشفته از این موضوع آنقدر با خانواده ی کودک تماس گرفت تا سرانجام مادر با دبدبه و کبکبه ی فراوان به مدرسه آمد و در حضور معلمانی که گرد و خاک گچ بر لباس و دستهایشان دیده می شد، رو به مدیر گفت که بهتر است موضوع نوع تحصیل و درس خواندن فرزندش را چندان جدی نگیرد. چرا که اگر او درس بخواند، تبدیل به یکی از همین معلمین پوشیده در گچ می شود و اگر درس نخواند، تبدیل به یکی مثل خودِ او خواهد شد! و بعد هم بی معطلی مدرسه را ترک کرد.

این فقط نمونه ی ساده ای از نوع نگاه جامعه به تحصیل و آموزش است! به خاطر همین نگاه است که به راحتی تعدادی از دختران بااستعداد جامعه را بدون هیچ ملاحظه ای خاصی، جز این که متحمل هزینه ی زیادی از جانب آنها نشویم، دچار آسیب می کنیم و آنگاه به عزایشان می نشینیم!

من ضمن تسلیت این حادثه، تاکید می کنم ای کاش روزی قدر دانش و دانش آموزان را بدانیم! از شاگردان مدرسه ای دور افتاده که در میان ویرانه ها و خاک ها درس می خوانند تا استادان دانشگاه که با مشکلات زیادی روبرو هستند. امیدوارم، روزی دانایی هم در ترازوی ما وزنی داشته باشد که هرگونه توانایی ما در گرو همین دانایی است.

 

والسلام

دکتر سید یحیی یثربی

شهریور ماه 1396

09-06-1396