یادداشتی به مناسبت روز عمر خیام نیشابوری

 

حجت الحق امام غیاث‌ الدین عمر بن ابراهیم خیامی، معروف به حکیم عمر خیام نیشابوری که در سال 526 قمری در سن 83 سالگی درگذشت، بی ‌تردید یکی از شخصیت‌ های بزرگ علمی کشور ماست. او از ریاضی‌ دانان بزرگ روزگار خود بود، اما شهرت او بیشتر به خاطر رباعیات اوست که به زبان‌های متعدد ترجمه شده است. اکنون پیش از بحث درباره‌ این رباعیات، نمونه ‌ای از آنها را می ‌آوریم:


چون عمر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ                    پیمانه چو پر شود چه شيرين و چه تلخ

خوش باش که بعد از من و تو ماه  بسی                      از سـلخ  بـغره  آیــد از  غـره بـسلخ

***

 

هر چند که رنگ و روی زيباست مرا               چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک                         نقاش ازل بهر چه آراست مرا

***

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت                     بی مونس و بی رفيق و بی همدم و جفت

زنهار به کس مگو تو اين راز نهفت                     هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

***

قومی متفکرند اندر ره دین               قومی به گمان فتاده در راه یقین

می ترسم از آن که بانگ آید روزی      کای بیخبران راه نه آنست و نه این

 

یادآور می‌شوم که از نظر اساتید ادبیات، رباعیاتی که از خیام باشند، کمتر از مجموعه‌ی رباعیاتی هستند که امروزه به خیام نسبت داده می‌شوند.

اما نکته‌ای که درباره‌ این رباعیات لازم می‌دانم تقدیم علاقه‌مندان وی بکنم، آن است که این رباعیات با برداشت‌ های گوناگون مورد توجه قرار گرفته ‌اند که برخی از این برداشت‌ ها سودمند بوده و برخی از آنها بی‌ ارزش و بلکه زیانبارند. اینک به چند مورد از این برداشت‌های سودمند و زیان‌بار اشاره می‌کنیم:

1-­ ایجاد شک. رباعیات خیام رویکردی به شک و نقد دارند. این شک و نقد ممکن است به دو گونه مورد بهره‌ برداری قرار گیرند:

یکی، در مسیر لاابالی‌گری و بی ‌اعتنایی به حلال و حرام و بی‌ توجهی به زندگی پس از مرگ و بهشت و جهنم. بی‌ تردید چنین برداشتی از رباعیات خیام نه تنها ارزش علمی ندارد، بلکه تنها می‌ تواند عده ‌ای را که ثروت و قدرتی دارند، در پرداختن به لذت و شهوترانی یاری رساند.

دیگری که بسیار ارجمند و سودمند است، آن است که انسان را از خواب غفلت و جزمیت بیدار کند و به تفکر و تأمل در کائنات و در مبدأ و معاد وادار سازد تا انسان بتواند راه درست زندگی را برگزیند و از غفلت و خرافات رهایی یابد. بدیهی است، هر انسانی که بتواند از دست جهل و تعصب رها شود، می‌تواند با درست اندیشی و تلاش دائمی به راه راست دست یابد و سعادت دنیا و آخرت خود را کسب کند.

2-­ دعوت به خوش­باش و دم غنیمت شمردن. انسان باید دم را غنیمت شمارد و از زندگی لذت ببرد. چنین دعوتی نیز در حد معتدل و در چارچوب عقل و دین، دعوت بدی نیست. هر انسانی حق دارد از زندگی لذت ببرد و شادمان و آسوده باشد و گرفتار غم و اندوه گذشته و آینده نگردد.

اما اگر چنین دعوتی همراه با عقل و منطق و تقوا و پروا نباشد، انسان و مخصوصاً طبقات مرفه را اسیر لذت و شهوت خواهد کرد و به دنیا و آخرت آنان آسیب خواهد زد. این دعوت، نه تنها آسیب فردی خواهد داشت، بلکه جامعه را نیز دچار عقب‌ ماندگی و زیان خواهد کرد، زیرا رشد و پیشرفت هر جامعه‌ ای در گروی دانایی و پرهیزگاری مردم آن جامعه است و دعوت به لذت و خوش­ باش، مردم جامعه را از کاروان دانش و فضیلت باز می ‌دارد.

                                                                                               

دکتر سید یحیی یثربی

 

29-02-1396