مقدمه ترجمه ویژه قرآن کریم

من می­ خواهم به یاری خدا با ترجمه­ ای که تقدیم می ­کنم، هدف­ های زیر را دنبال کنم:

1- قرآن کریم را بیشتر به میان مردم ببریم

در اثر برخی غفلت­ ها در طول تاریخ، به مرحله ­ای­ رسیده ­ایم که به قرآن کریم، کمتر از هر کتاب دیگری می­پردازیم. زمانی فکر می­کردیم که با داشتن قرآن کریم به هیچ کتاب دیگری نیازمند نیستیم! اما اکنون کتاب­های مختلف در موضوعات گوناگون را مطالعه می­ کنیم، حتی مجله و روزنامه می­ خوانیم تا از آن­ها چیزی بیاموزیم، اما کمتر کسی است که روزانه چند صفحه از قرآن کریم را به عنوان یک کتاب راهنما و آموزنده بخواند! ما بیشتر قرآن را روخوانی می­کنیم، آن هم برای کسب ثواب یا آمرزش مردگان! در صورتی که نزول قرآن برای آن بود که مردم با خواندن آن به راه راست روند و از شرک و خرافه رها گردند.

جای بسی تأسف است که امروزه در کشور عزیزمان ایران، برای آموزش از قرآن چیزی هزینه نمی­ کنند، بلکه بیشتر در جهت آموزش روخوانی، تجوید، کارهای هنری و تزئینی، چاپ قرآن در حجم­ های بزرگ یا کوچک غیرعادی، تلاوت­ های گوناگون آن، کسب ثواب، دعا و توسل هزینه می ­کنند.

آیا می­شود قرآن را به میان مردم برد؟! بی ­تردید، آری! زیرا:

1-1-­ قرآن برای مردم و به زبان مردم نازل شده است.

­تأکید زبان وحی بر «مبین»، یعنی روشن بودن خود و نیز تأکید قرآن بر این­که خداوند، پیامبران خود را تنها به زبان قومشان برمی­انگیزد تا بتوانند پیام وحی را به طور روشن با قوم خود در میان بگذارند. (ابراهیم، 4) انتخاب زبان عربی برای قرآن و انتخاب پیامبر از میان عرب­ها، به خاطر آن بود که مخاطب­های نخستین، یعنی مردم عربستان، پیام وحی را دریابند.

برخلاف متولیان ادیان که تنها خود را شایسته­ فهم متون مقدس می­دانستند، نه توده­ مردم را؛ قرآن بی­ واسطه با خود مردم سخن می‌گوید! با زبانی که همگان آن را بفهمند! به همین دلیل باید قرآن به هر یک از زبان ‌های دنیا نیز به گونه­ ای ترجمه شود که همه­ مردم آن را بفهمند!

2-1- قرآن عقلانی و پیام محور است

یک متن، عقلانی است یا غیرعقلانی؟ متن عقلانی آن است که هر کس بتواند با خواندن آن، محتوایی را که مقصود آن متن است، دریابد. مانند این گزاره ‌ها: من تشنه‌ام. تو از شیراز بازگشتی. محمود با من فارسی صحبت کرد و...

اما متن غیرعقلانی متنی است که گوینده‌ آن، از حالات و تجاربی سخن گوید که دیگران به آن حالات و تجربه ‌ها دسترسی ندارند. مانند این گزاره ‌ها: یکی هست و هیچ نیست جز او. چون غرق است در بی‌چون. من بی دهان خندیده‌ام!

بنابراین متون عقلانی، برای همگان قابل فهمند، اما متون غیرعقلانی و رمزی را همگان نمی ‌توانند درک کنند.

از طرف دیگر، برخی متن ‌ها معنا و پیام محورند، مانند بیانیه‌ های سیاسی و نطق‌ های رسمی. اما برخی از متن ‌ها لفظ محورند، مانند نثرهای فنی و برخی از اشعار که هدف اصلی در آن ‌ها به کار بردن صنایع لفظی است.

بسیار روشن است که متن لفظ محور را نمی‌توان با تمام زیبایی­هایش، به زبان دیگر ترجمه کرد، اما سخن پیام محور را می‌توان به هر زبانی ترجمه کرد و مطالب آن را با همگان در میان نهاد. مثلاً اگر هدف جمله‌ ای آن باشد که به دیگران بگوید: «ما آماده‌ رابطه‌ دوستانه با تمام مردم دنیا هستیم»، این جمله پیام محور است و به همه‌ زبان‌های دنیا قابل ترجمه است، اما مثلاً این مصرع حافظ را که: «سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند؟!» نمی­توان با تمام زیبایی­هایش به زبان دیگر ترجمه کرد، زیرا صنعت­ های ادبی، همانند استعاره­ و ایهام و جناس و تناسب را که میان سرو چمان و معشوق و چمان و چمن و سرو و میل وجود دارد، به زبان دیگر منتقل نمی ­شوند.

چون قرآن کریم یک متن عقلانی و پیام محور است، می­ توان آن را به هر زبانی ترجمه کرد تا رسالت پیامبر خاتم (ص) را که یک رسالت فراگیر است، هر ملتی به زبان خود، در اختیار داشته باشد. ما برای عقلانی و پیام محور بودن متن قرآن، دلایل روشن و متعدد داریم که علاقه­مندان می­توانند به نوشته دیگرم مراجعه فرمایند( ناگفته­هایی از قرآن، ص 70). در این­جا تنها به چند مورد از آن­ها اشاره می­کنیم:­

الف-­ تأکید مکرر قرآن بر «مبین» و روشن بودن زبانش. در قرآن کریم بیان و تبیین و مشتقات آن‌که به معنای روشن و روشنگری است، بارها و بارها تکرار شده است. ده ­ها بار قرآن کریم با صفت «نور» و «مبین» توصیف شده است. «کتاب مبین» و «بلاغ مبین» بارها در قرآن کریم تکرار شده­اند (مائده، 15 و 92؛ انعام، 59؛ یونس، 61؛ هود، 6؛ یوسف،1؛ حجر، 1؛ نحل، 35، 82 و103؛ و سوره­ ها و آیه­ های دیگر).

ب-­ قرآن منبع و راهنمای نهایی است، بنابراین نباید به منبع و راهنمای دیگری نیازمند باشد.

ج-­ اسلام دین همه­ ملت­ ها و همه­ مردم است و مخاطب قرآن، همه­ انسان ­ها هستند و معجزه­ اصلی­ اسلام، قرآن است، بنابراین این قرآن باید بتواند در اختیار همه­ ملت­ ها قرار بگیرد.

2- ترویج آموزش از قرآن:

مردم برای آموزش عقاید و مسائل زندگی­ خود، به هر کتاب و منبعی مراجعه می­ کنند، جز قرآن! گویی نیازی نمی­ بینند که از خود قرآن کریم چیزی یاد بگیرند! اما باید توجه داشت که مراجعه­ مستقیم به قرآن کریم علاوه بر سودهای گوناگون، ما را از ده ­ها زیان و خطر دور می­سازد که به مواردی از این خطرها اشاره می­ کنیم:

1-2- خطر تحریف و خرافه

اگر به زبان روشن قرآن مراجعه نکنیم، اسلام را با هوا و هوس و تمایلات جاهلان و دنیادوستان به انحراف خواهیم کشاند و راه را بر نقد و ابطال گرایش­ های خرافی و نادرست خواهیم بست، زیرا هر گروه و فرقه ­ای می­توانند به گونه ­ای خود را به اسلام نسبت دهند. اگر رابطه­ مردم با وحی قطع بشود، بی ­تردید، راه هرگونه تحریف و انحراف در برابر آنان باز خواهد بود، اما مراجعه­ مستقیم به قرآن به همگان نشان می­دهد که چه چیزهایی در اسلام و در زبان وحی مورد تأکید قرار گرفته­ اند و چه چیزهایی خارج از آموزه­ های قرآن به تعالیم اسلام اضافه شده­ اند.

خرافه یک خطر جدی است. با بهره ­گیری از گرایش مردم به اسطوره و افسانه و نیز علاقه­ مردم به مظاهر و جلوه­ گاه­ های محسوس برای خدا، عده ­ای سودجو برای مردم خدایان زمینی می ­تراشند و اسطوره­ ها و افسانه ­ها می­سازند و با این بنیادهای خرافی عده ­ای را به مقام خدایی می‌رسانند و بازار شفا دهی، دعانویسی و طالع­ بینی را گرم می ­کنند و به هر بهانه ­ای به غارت عقل و اندیشه و ثروت و دارایی مردم می ­پردازند. برای مبارزه با این­ها باید با پیش آمدن هر حادثه، مسئله­ و مشکل جدیدی، این احساس در ما پدید آید که برای تعیین تکلیف آن حادثه و حل آن مشکل، از قرآن که دست عنایت آفریدگار جهان است، یاری بخواهیم. از مسائل تربیتی و فرهنگی گرفته تا مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و بین­المللی جهان امروز، در همه­ این موارد می­توانیم به قرآن مراجعه کنیم و پاسخ لازم را از قرآن به دست آوریم.

 

2-2-­ خطر تفرقه و اختلاف

بدون شک، تفرقه و اختلاف، از خطرهای بنیان سوز جامعه ­ها و مکتب­ هاست و منشأ بسیاری از اختلاف­ ها، هوا و هوس دنیا دوستان و جاه ­طلبان از طرفی و تأثیر پذیرفتن از مکاتب و مذاهب غیر اسلامی، از طرف دیگر است. مذاهب و مکاتب مختلف، دیدگاه ­های خود را تنظیم کرده و به ترویج آن می­پردازند و غالباً برای ترویج بیشتر و تقدیس دیدگاه خود، بر آن می ­کوشند تا بخشی از آموزه ­های خود را با قرآن کریم تطبیق دهند. در نتیجه به «تفسیر به رأی» از قرآن اقدام می ­کنند، یعنی بر آن می ­کوشند تا دیدگاه ­های خود را به قرآن تحمیل نمایند و قرآن را با دیدگاه ­های خود تطبیق دهند.

بنابراین، ما نباید به جای قرآن به این کتاب ­ها و نوشته­ ها مراجعه کنیم، زیرا مراجعه به این نوشته ­ها و کتاب­ ها، ذهن ما را به گونه ­ای شکل می­ دهد که دیگر نتوانیم از قرآن کریم بیاموزیم، بلکه آموزه ­های قرآن را به سادگی با محتوای ذهن خود تطبیق می ­دهیم.

3-2- خطر حدیث­ های جعلی

یکی از مشکلات معارف اسلامی، وجود حدیث ­های جعلی است. جعل حدیث، جریانی است که همه­ محققان جهان اسلام آن را به عنوان یک واقعیت پذیرفته ­اند. محققان سابقه­ جعل حدیث را تا صدر اسلام پی گرفته ­اند. برخی آغاز جعل حدیث را سال 41 هجری، یعنی سال شهادت علی (ع) می ­دانند و برخی آن را به سال­ های پایانی خلافت عثمان نسبت می­دهند (محمدهادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج1، ص 27 و 28؛ محمد عبده، رسالت التوحید، ص 47؛ ابوریه، صاضواء علی السنة المحمدیه، ص 118). علی (ع) از جعل حدیث حتی در زمان پیغمبر (ص) سخن می گوید با این بیان که در زمان زندگی پیامبر به زبان او دروغ می بستند تا جایی که رسول خدا در این باره خطبه ای خواند و گفت: هرکه از زبان من آگاهانه دروغ بگوید، جای در آتش خواهد داشت (نهج البلاغه، خطبه 210).

جعل حدیث، هدف ­های گوناگونی داشت، از جمله:

- مبارزه با اسلام و قرآن. عده­ ای ناباور و منافق که در میان مسلمانان بودند، برای تخریب معارف اسلامی دست به جعل حدیث می­ زدند. اینان هزاران حدیث جعل کرده و وارد معارف اسلامی کردند. ابن جوزی می­ گوید که زنادقه، چهارده هزار حدیث جعل کردند (ابن جوزی، الموضوعات، ج1، ص37-38).

- تأیید گرایش­ های مذهبی از نظر اصول و فروع. پیروان مذاهب برای تأیید دیدگاه ­های خود در اصول اعتقادی یا در فتواهای فقهی، دست به جعل حدیث زدند (بنگرید به سیوطی، اللئالی المصنوعة و ابن جوزی، پیشین).

- تأثیر در افکار عمومی در قلمرو وعظ و تبلیغ. اینان با جعل حدیث یا روایت  حدیث ­های ضعیف و بی­سند می­خواستند شنوندگان خود را بیشتر تحت ­تأثیر قرار داده و به دینداری و اخلاق تشویق کنند. هنوز هم سخنرانی­ های ما و کتاب­ های معروفی، بسیاری از این احادیث را در خود دارند، مانند کتاب ­های عرفا و کتاب­ های ارشادی دیگر (همانند احیاء العلوم غزالی و انوار نعمانیه سید نعمت الله جزایری و کتاب­های مرثیه و مداحی).

- جعل حدیث به خاطر اغراض سیاسی و تقرب به حاکمان و صاحبان قدرت. از نمونه ­های بارز آن‌ها، جعل حدیث درباره­ ارجمندی دمشق و شام و کاستن از قدر و منزلت عراق است که تحت تأثیر قدرت معاویه پدید آمد (ابن حجر، لسان المیزان، ج2، ص30-37). بنا بر این تحریف­ ها، هر مؤمنی در شام است و همه­ اشرار در عراق. شیطان در عراق به هدفش رسید، اما از شام بیرون رانده شد (ابن عساکر، مختصر تاریخ دمشق، ج1، ص120-121).

مجموعه­ احادیث اسرائیلی (اسرائیلیات) که به معارف اسلامی آمیخته شده­ذاند، با مقاصد مختلف به وسیله­ یهودیان مسلمان شده و گاهی به وسیله­ خود مسلمانان ساده­ذلوح و یا دشمنان غیر یهودی اسلام ساخته و پرداخته شده و جزء احادیث ما قرار گرفته­ و با هدف­ های گوناگون مورد بهره ­برداری قرار گرفته ­اند. از حضور اسرائیلیات در کتاب­ های ما جای تردید نیست و حتی در تفسیرهای ما، آن­ جا که به سرگذشت و زندگی انبیاء گذشته مربوط است، دیده می ­شوند (بنگرید به تفسیر مفسران، فصل 9). بنابراین مراجعه­ مستقیم به قرآن کریم، ما را از خطر پیروی از احادیث جعلی دور می ­دارد.

30-11-1395