نفس آخر درختان در کنار آهن!

 

 

از نظر اسلام، باغها و مزارع حرمت دارند و نباید تخریب شوند. اما، شهرداران ما و مدیران کشورمان با بی توجهی به منابع طبیعی، جنگل ها و مزارع و حتی باغ های شهری را تا حدود زیادی از میان برده اند. برای من بسیار غم انگیز است که تعدادی درختِ باقی مانده در مناطقی مانند فرمانیه، مظلومانه در برابر آهن و سیمان نابود می شوند.

شهردار محترم تهران که بیش از هرکس دیگری باید از شرایط بد آب و هوایی تهران آگاه باشد، در همین مکان های پر از درخت اجازه های ساختن برج هایی را داده است که به مرور باعث ریشه کن شدن و نابودی درختان می شوند!

در چند قدمی مجتمع اساتید دانشگاه های تهران، قدم می زنم و دیدن این مناظر دلم را به درد می آورد. نمی دانم فریاد این درختان را کسی می شنود یا نه! درختانی که سایه جرثقیل بر سرشان سنگینی کرده، در میان انبوهی از آهن و سیمان محاصره شده اند و نفس های آخر خود را می کشند!

نمی توانم کاری بکنم جز اینکه با گوشی همراه خود چند عکس بگیرم و منعکس کنم. البته می دانم این حرف ها در برابر رقم های نجومی که شهرداری تهرانی از برج سازان می گیرد، پشیزی نمی ارزد. با این حال، بازهم می گویم که شاید گوش شنوایی باشد!

در نظام اسلامی، یکی از اصول، توجه به منابع درآمد است. درآمد از منبعی مشروع است که زیانبار و ویرانگر نباشد. امروزه از بدیهیات است که هربرجی که ساخته می شود، برای تهرانی که هوایش آلوده، خیابان هایش پرترافیک و آبش در معرض جیره بندی است، نه تنها زیانبار، بلکه خطرناک است. اما، شهرداری تهران، در برابر مبالغ نجومی که از سازندگان می گیرد، این خطر را نادیده می گیرد.

ناگفته پیداست که این مبالغ نجومی، از طرف دیگر بر قیمت ساختمان افزوده، باعث می شود مردم مجبور به پرداخت چند برابر بهای ساختمان شوند. نتیجه چنین عملی، ایجاد ده ها مشکل و گرفتاری برای خانواده های بسیاری می گردد که توان خرید یا اجاره های سنگین مسکن را ندارند.

در نتیجه، سن ازدواج بالا رفته، آمار طلاق افزایش می یابد و چندین نتیجه مخالف ارزش و اخلاق به دنبال آنها می آید.

آیا کسی به اینها فکر می کند؟!

14-10-1395