یادداشتی به مناسبت هفته کتابخوانی

 

هرکس هم که در جامعه ما از وضعیت اسفبار کتابخوانی باخبر نباشد، نویسندگان و مولفان به خوبی از آن باخبر هستند. کتاب خواندن افراد جامعه، نه تنها به رشد خودشان کمک می کند، بلکه به رشد تحقیق و تالیف نیز یاری می رساند. کسی که در کشورهای پیشرفته کتابی می نویسد، درآمد خوبی از فروش آن به دست می آورد. اما، در کشور ما، شاید هیچکس نتواند با درآمد کتاب زندگی کند. به همین دلیل، نویسندگان و محققان دلسرد شده، گاهی به خاطر تنگدستی حتی به کارهای دیگر می پردازند. بدینسان، راه تحقیق و تالیف در جامعه بسته می شود.

چرا مردم جامعه ما کتاب نمی خوانند؟

به نظر من، سه عامل اصلی در پیدایش چنین وضعی دخالت دارد:

اول- نداشتن فراغت. ارسطو می گوید شبانه روز انسان باید به سه بخش تقسیم شود؛ اوقات استراحت، اوقات کسب و کار و اوقات فراغت. استراحت برای آن است که انسان بتواند کار کند و هدف کار کردن آن است که فراغتی داشته باشد تا به خودسازی و مطالعه و ورزش و تئاتر و سینما و غیره بپردازد. مردم جامعه ما فراغتی ندارند تا به یاد کتاب بیفتند. طبقات پایین از کله سحر تا پاسی از شب کار می کنند تا بتوانند زندگی خود را اداره کنند و طبقات بالا به خاطر رقابت و چشم هم چشمی و ضعف فکر و فرهنگ، تمام وقت خود را صرف کسب و کار می کنند. بنابراین، هیچکدام فرصتی برای مطالعه نمی یابند، زیرا فرصت عبارت است از چند ساعت اوقات فراغت در شبانه روز که انسان در آن ساعات نه نیازی به استراحت دارد و نه به کسب و کار می پردازد.

دوم- تک صدایی بودن جامعه. همیشه در جوامع زنده و متحرک، نظریه های نو و نکته های تازه به بازار می آیند، در نتیجه مردم برای خرید کتاب و کنجکاوی در مورد نکات گوناگونی که گفته می شود، تشویق می شوند. اما، در جامعه ما سخن ها یکسان است و از بحث و نظر فکری چندان خبری نیست. مردم از برد و باخت فوتبال سخن می گویند و مسابقه ها را دنبال می کنند، ولی با وجود افزایش آمار درس خوانده ها، هرگز چیزی درباره دیدگاه دانشمندان جامعه و درگیری های ذهنی آنان و نیز نقد و پاسخ ها گفته نمی شود.

سوم – عدم باور مردم به تحول و توسعه. در فرهنگ جوامع علمی این نکته جا افتاده است که انسان مدام باید بیاموزد، اما مردم جامعه های در حال توسعه غالباً می اندیشند که همه چیز می دانند و نیازی به آموزش جدید در جهت ایجاد تحول و توسعه ذهن خویش ندارند. در چنین جامعه ای، مردم اطلاعات و اخبار را بیشتر به صورت شنیداری به دست می آورند و به تکرار و یکنواختی انس گرفته اند.

به نظر من، دلسوزان فرهنگی و رسانه ها می توانند به ترویج کتابخوانی بپردازند و برای حل سه مشکل یاد شده اقدام کنند. نیاز دائمی به آموزش ترویج داده شود، ضرورت فراغت برای مردم جامعه مورد تاکید قرار داده شود و در نهایت این که به نظریه ها و سخنان نو ارج نهاده و فضا داده شود.

والسلام

دکتر سید یحیی یثربی

آبان ماه 1395

 

 

27-08-1395