شخصیت ها و گذشته گرایی ما

 

یکی از ویژگی های دوران جدید مغرب زمین، آینده نگر بودن آنان است. یعنی، تمام تلاش خودر ا در جهت آینده به کار می برند و بر آن می کوشند تا «مردی از خویش برون آید و کاری بکند» (حافظ)

آنان از گذشته برای خود امامزاده ای نمی سازند، بلکه چشم به راه امامزاده ای دیگر و معجزه ای دیگر هستند. هزینه ای را که برای تجلیل از دانشمندان گذشته باید صرف کنند، برای حمایت از استعدادهای امروزی صرف می کنند تا دانشمندان بزرگ تری در آینده داشته باشند. آنان به جای برگزاری مراسم بزرگداشت چندهزارمین سال تولد فیثاغورث، از آن بانوی ایرانی تجلیل می کنند که گامی در جهت پیشرفت ریاضیات برداشته است! (مریم میرزاخانی، برنده جایزه فیلدز، 2014)

اما، ما برای بزرگداشت بزرگان هزینه می کنیم و از نیاز استعدادهای امروز خود غافلیم. اگر همت کنیم، این هزینه ها را نه به سوی گذشته، بلکه به سوی آینده هدایت کنیم، درست تر عمل کرده ایم! مثلاً ناصرخسرو که یکی از شخصیت های معروف دینی و ادبی گذشته ماست، اگر امروز زنده بود، مسلما نمی توانست در قزوین زندگی کند! زیرا، او یکی از رهبران اثرگذار اسماعیلیه است! یعنی، کسانی که از امام هفتم به بعد شیعه را قبول ندارند. آیا او می توانست به عنوان یک شخصیت علمی، در قزوین امروز کلاس درس داشته باشد و دست به تحقیق و تالیف بزند؟ مطمئنا نه! اما، جالب است که گذشته گرایی ما او را شایسته هرگونه احترام می داند. در حالی که اگر او به جای هزارسال پیش، همین امروز زنده بود، ما نه تنها بزرگداشتی برای او نمی گرفتیم، بلکه تعقیبش هم می کردیم.

من طرفدار تعصب و عدم مدارا نبوده و با تجلیل از هیچ یک از بزرگان هم مخالف نیستم. آنچه از آن رنج می برم، آن است که استعدادهای امروزمان و آینده خود را جدی نمی گیریم و درباره گذشتگان هرگونه اغراق و مبالغه را جایز می دانیم. گاهی دشمنی ها و مخالفت های گذشته را هم نادیده می گیریم، مثلاً هم بزرگداشت غزالی برگزار می کنیم، هم بزرگداشت ناصرخسرو! غافل از این که غزالی ریختن خون اسماعیلیان را واجب می دانست و برای آنان و خانواده اشان حق حیات قائل نبود. اما، ما هم غزالی را دوست داریم و هم ناصرخسرو را!

تاکید می کنم، من با این دوست داشتن ها هم مخالف نیستم! آنچه آزاردهنده است، آشفتگی فرهنگی و بی دقتی های فراگیر مدیریت ماست.

والسلام

دکتر سید یحیی یثربی

 

09-08-1395