مشکلات عمده جوامع غیرعلمی – قسمت چهارم

 

اما، اشعريت هيچ يك از چارچوب‌ها را نمي‌پذيرفت و جهان هستي را تابع اراده الهي و اراده الهي را هم آزاد از دايره عليت و حسن و قبح مي‌دانست. بنابراين، از نظر اشاعره، جهان از قانون ثابتي پيروي نمي‌كند و همه چيز، همه جا امكان دارد. ممكن است سنگ طلا شود، عزيز ذليل گردد، يكي بيمار شود و ديگري شفا يابد؛ اما، همه اينها تنها به اراده الهي مربوط‌ بوده، با هيچ عامل ديگري تنظيم نمي‌شوند. لذا، نه گذشته با قانون قابل توجيه است و نه آينده با قانون قابل پيش بيني. هميشه همه چيز در همه جا امكان دارد، تنها با يك شرط و آن اينكه «اگر خدا بخواهد».

دو-  رابطه جامعه غیر علمی با جبرگرایی

جامعه غیرعلمی هميشه رنگ جبرگرایی دارد. چنين جوامعي، انسان‌ها را، دانسته و ندانسته، جبرگرا بار مي‌آورند. از عوامل و شرايط مؤثر در رشد و رواج جبرگرایی در اينگونه جوامع مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

الف- ناخواسته بودن جامعه و شرايط اجتماعي. افراد جوامع غیرعلمی كه شرايط موجود، مطابق ميل و ارده شان نيست، عملاً خود را در يك محيط جبري مي‌يابند. تلاش روشنفكران غرب، از جمله ژان ژاك روسو در اين جهت بود كه انسان از حالت قرباني شدن در پاي جامعه‌اي كه بالاجبار به او تحميل شده، خارج شده، از نو، جامعه را براساس اراده و آگاهي خود تأسيس كند.

در جوامع غیرعلمی، نظام جامعه بر انسان حاكم است، اما در جامعه‌هاي علمی، نظام در خدمت انسان است. همين حالت تحميلي و اجباري بودن جامعه، افراد را طوري بار مي‌آورد كه نتوانند به اراده و توان خود باور داشته باشند. در نتيجه، روح اشعريت در وجود تك تك انسان‌ها پديد آمده، تقويت مي‌گردد.

ب- قانونمند نبودن جامعه. در جامعه‌هاي قانونمند، هر چيزي دليل و توجيه خاص خود را دارد. ميزان درآمد، دست يافتن به مسئوليت‌هاي مديريتي و اجرايي، حوادث جاري، صلح و جنگ، كاميابي و ناكامي و.... اما، در جامعه‌هاي غیرعلمی، به دليل علمي نبودن جامعه، معمولاً حساب و كتابي حاكم نبوده، اطلاع رساني ضعيف است. نيز به دليل در حصار قدرت حاكم واقع شدن، يا به خاطر كنترل شدن از طرف قدرت حاكم، نهادهاي قانونگذار جامعه، مورد اعتماد توده مردم، به خصوص اپوزيسيون نمي‌باشند. بنابراين، در يك جامعه بي قانون از همه جهت، زمينه اشعري گري فراهم مي‌آيد.

ادامه دارد...

25-07-1395