مشکلات عمده جوامع غیرعلمی – قسمت دوم

2-  استمرار نا آگاهي و بي تجربگي

در نظام‌هاي علمی، مردم جامعه در چارچوب حزب و كارشناسي علمي در جريان برنامه و تصميم‌گيري‌ها قرار مي‌گيرند. اين امر به خاطر آن است که مردم ده ها سال است با برنامه‌ها و سليقه‌هاي احزاب کشور خود آشنا هستند. آنان مي‌دانند كه همه احزاب در تنه اصلي برنامه با هم مشترك بوده و منافع كشور هدف اصلي آنهاست و فقط درصد كمي از اين برنامه، به خاطر كارشناسي‌هاي مختلف احزاب در معرض آزمون و خطا قرار می گیرد.

اما، در جامعه‌هاي غیرعلمی، مردم تنها با كلي گويي‌ها و شعارهاي روزهاي انتخابات طرف می باشند. آنان مدام به صحنه آورده می شوند، ولی با روندی روشمند در راستای افزایش آگاهی سیاسی آنان تلاش نمی شود. در اينگونه جوامع به جاي توسعه ذهن سياسي مردم، به تجليل از آنها پرداخته و در فضايل و مناقب آنان داد سخن داده می شود! نیز از آنجا که از احساسات مردم بیشتر در جهت حمايت از «قهرمان»هاي جامعه، يا تحقير «ناتوان ها و خائنان» بهره گرفته می شود، مردم در عين آنكه بيش از كشورهاي پيشرفته به بحث سياسي مي‌پردازند، هیچ دانش سياسي به دست نمي‌آورند. آنها فقط مي‌توانند از «قهرمانها» حمايت کرده، «قهرمان پرور» باشند!

عوامل مختلفي در نا آگاهي سیاسی مردم نقش دارند كه در ادامه به موارد مهمي از آنها اشاره مي‌كنیم:

الف- كسي از مردم انتقاد نمي‌كند.

در جوامع غیرعلمی دو گروه با مردم طرف می باشند: اپوزيسيون و دولت.

از یک طرف، اپوزيسيون هميشه مردم را بزرگوار و با فضيلت معرفي می کند تا آگاهانه و ناآگاهانه با پرده پوشي بر كاستي‌هاي مردم، همه تقصيرها و خطاها را بر گردن حاكمان انداخته، قدرت حاكم را مظهر همه ناكامي‌ها و پليدي‌ها دانسته و مردم را از هرگونه مسئوليتي تبرئه كند. ضمناً بر شكوه و فضيلت خودش هم تأكيد كرده باشد كه در كنار چنين مردم باشرف و آگاه و بلند همتی با ديو پليدي و ناكامي جامعه مي‌جنگد!

از طرف ديگر، قدرت حاكم كه مي‌خواهد اقتدار خود را با حمايت مردم گره بزند، هميشه دم از بزرگواري، آگاهي، شكوه، غيرت، توان و شايستگي مردم مي‌زند. مخصوصاً آنجا كه دولتمردان با چشم خودخواهي و خودمحوري به مردم نگاه مي‌كنند، تا مي‌توانند آنان را بزرگ جلوه مي‌دهند تا در واقع خود را بزرگ نشان داده باشند.

ناگفته نماند كه اين مبالغه در تعريف و توصيف مردم، هم از طرف قدرت حاكم و هم از طرف مخالفان قدرت، تنها در شرايطي انجام مي‌پذيرد كه با اقبال و حمايت مردم روبه رو شوند. وگرنه، نه تنها سخن از ثنا و ستايش نمي‌گويند، بلكه تا آنجا كه باعث حساسيت مردم نشود آنان را به غفلت و فريب خوردن هم نسبت مي‌دهند.

ب- مردم قهرمان پرستند.

كمبودها، ناآگاهي، خيال پردازي و طمع خام يك شبه به بهشت موعود رسيدن كه همه محصول غيرعلمي بودن فكر و فرهنگ جامعه‌ هستند، مردم را وادار به جستجوي منجي و قهرمان مي‌كنند. اما، همين منجي‌ها و قهرمان‌ها به خاطر آنكه از خود، بتي ساخته و قهرمان بودنشان را استمرار بخشند، تا آنجا كه توانسته‌اند جايگاه خود را بالا برده و از جايگاه مردم كاسته‌اند. رهبران جامعه‌هاي تسخيري نهايت تلاش خود را به كار برده‌اند تا جايگاه خود را پيشاپيش مردم قرار داده و از مردم تنها اين هنر را بزرگ نشان داده‌اند كه شعور و همت كشف قهرمان و حمايت از او را دارند. لذا، هميشه آنها را به خاطر تبعيتشان ستوده‌اند، نه براي تفكر و چون و چراي آنان.

در اين ميان، بعضي به اصطلاح روشنفكران ساده‌انديش، به جاي توجه به كاستي‌هاي مردم، اين «قهرمانان» را مقصر اصلي شمرده، ندانسته‌اند كه پيدايش قهرمانان معلول فقر فرهنگي و ضعف فكري جامعه است، نه علتِ آن.

ج- هنجار فرهنگي گريز از تحليل علمي.

در جامعه‌هاي علمی، مردم به شنيدن سخنان مسئولان در تحليل اوضاع و شرايط داخلي و خارجي عادت كرده، به آنان اعتماد دارند؛ لذا، كار طرف‌هاي رقيب جز ارائه تحليل مبتني بر تفكر، استدلال، دلايل، شواهد، ارقام و آمار نيست. هر دو طرف با حفظ متانت و صداقت نسبي به ذكر نقاط مثبت و منفي يكديگر پرداخته، به نقاط ضعف و قوت خود نظر داشته، كاميابي‌هاي خود را مطرح كرده، به ناكامي‌هاي خود نيز اعتراف مي‌كنند. اما، در نظام‌هاي غیرعلمی، مردم در حال و هواي تحليل و تبيين سياسي و اقتصادي نبوده، حوصله فلسفه بافي ندارند! كار را روشن‌تر از آن مي‌دانند كه نيازي به روده درازي‌هاي تحليلگران داشته باشد! دشمن معلوم است و قهرمان هم آن كسي است كه بتواند هرچه صريح‌تر و غليظ‌تر به اين دشمن بتازد!

در چنين شرايطي كساني راحت بوده، تأييد مي‌شوند كه به نفع يكي از دو طرف و به زيان ديگري موضع قاطع و يكجانبه بگيرند. اگر كسي بخواهد يكي از دو طرف دولت و يا اپوزيسيون را با تحليل هاي علمي مورد بررسي و ارزيابي قرار داده، راه حل هاي مرحله‌اي يا درازمدت ارائه دهد تا به رفع برخي كاستي‌ها اقدام گردد، نه تنها هیچ كس مطلب او را نخواهد خواند، بلکه آسيب هم خواهد ديد.

ادامه دارد...

10-07-1395