مشکلات عمده جوامع غیرعلمی – قسمت اول

 

در روزگار پیچیده امروز، جوامع بر اساس مشکلات خاصی که دارند، به علمی و غیرعلمی تقسیم می شوند. جوامع علمی، جوامعی هستند که از نظر اقتصادی، علمی، فرهنگی و سیاسی به رشد مناسب و متعادلی رسیده اند، در حالی که جوامع غیرعلمی به جای پیشرفت، مدام در وضعیت سابق خویش متوقف می باشند، در نتیجه همواره گرفتار جنگ، انقلاب، شورش و مشکلات مختلف فرهنگی و اقتصادی و غیره می شوند. جامعه های علمی مشکلات خود را با روش های علمی حل می کنند. اما، جوامع غیرعلمی درگیر مشکلات بسیاری می باشند، از جمله:

 

1-  نداشتن نظم پايدار

جوامع علمی با سيال كردن انديشه و چاره جويي و توجه كافي به آزمون و خطا و بحث و نقد خردمندانه، روند برنامه زندگي مردم را متناسب با مقتضيات زمان تنظيم کرده، كاميابي نسبي آنان را تضمين ميکنند. ضمن آنكه هدف‌هاي آتي تا حدود زيادي روشن و قابل پيش بيني‌ هستند. اما، در جامعه‌هاي غیرعلمی، نظم علمي پايدار وجود ندارد. اينگونه جامعه‌ها چند كاستي بنيادي دارند:

 

الف- نداشتن برنامه علمي با سابقه طولاني و پيش بيني مطمئن آينده:

در جوامع غیرعلمی، به خاطر نقش مؤثر سليقه حاكمان، برنامه‌هاي پنج ساله ای هم كه به تصويب مجلس مي‌رسند، چندان تأثيرگذار نيستند. لذا، از اقتصاد گرفته تا آموزش و پرورش، همه جا سليقه مديران است كه نقش اصلي را بر عهده دارد.

ب- نداشتن مديريت كارآمد:

چون برنامه علمي و هدف هاي تعيين شده دقيقی در كار نيست، هركسي از عهده هر مسئوليتي بر مي آيد. در انتخاب مديران، توان علمي، شايستگي اجرایي و تجربه كاري چندان نقشی ندارد. آنچه مهم است، نوعي وابستگي به مدير بالاتر و توان هماهنگي با عوامل متعدد اثرگذار است.

ج- نداشتن سلسله مراتب جدي:

در يك نظام علمي، سلسله مراتب براساس شايستگي است. آنكه مدير يك كارخانه صنعتي يا گروه آموزشي يا پژوهشي است، كسي است كه از شايستگي، سابقه و تجارب بيشتري برخوردار است و طبعاً كارش هدايت و حمايت تلاش مجموعه تحت مديريت خويش است. اما، در نظام غیرعلمی، انتصابات و تصدي مشاغل، بيشتر براساس وابستگي، وفاداري و خودي بودن است. لذا، سلسله مراتب جامعه، حالت صوري و نمايشي داشته و جدي تلقي نمي‌شود.

 

ادامه دارد...

 

05-07-1395