یا نخور، یا نگو!

 

یادداشتی کوتاه به مناسبت ماه مبارک رمضان

 

چند روز پیش یکی از خبرگزاری ها با من درباره مراسم افطاری های مدیران مصاحبه ای داشت. در این مصاحبه گفتم که در روزگار ما و مخصوصا در کشور ما که مردم جامعه هزاران مشکل جدی دارند، مثلا یک زوج جوان بخاطر عدم توانایی پرداخت کرایه یک سوییت پنجاه متری زندگی اشان از هم می پاشد، چرا که کرایه همین سوییت بیش از کل درآمد این خانواده نوپاست و هزاران مشکل دیگر، نظیر بیمارانی که از پرداخت هزینه های درمان خود ناتوانند و ناچار درد را تحمل می کنند، کودکانی که سرچهارراه ها گل فروشی می کنند، و زنانی که در جامعه ما با تن فروشی روزگار می گذرانند، چه معنایی دارد که از بیت المال، یعنی از جیب این طبقات به مجموعه ای شکم سیر شام مجللی به عنوان افطاریه داده شود؟ حتی اگر از درآمد شخصی خود هم باشد، باز هم چنین امری بی معناست! اگر از بیت المال باشد، دزدی است و اگر از درآمد شخصی باشد، خودنمایی و اسراف است!

بنابراین، به نظر من، مراسم افطاریه ادارات را باید ممنوع کرد و هزینه آن را به رفع مشکل نیازمندان اختصاص داد. علی (ع) در دوران خلافت خود بارها مورد فشار قرار گرفت که مبلغی از بیت المال را به مکه و برای کعبه بفرستد. آن حضرت در پاسخ می فرمود بخدا اگر در دو بیابان وسیع سیل طلا و نقره برای من جاری گردد، درهمی به آنجا نمی فرستم، زیرا این یک درهم را مسئولان خانه کعبه تصرف می کنند. من این درهم را اینجا به دست نیازمندان واقعی می رسانم.

من مرجع فتوا نیستم، ولی از نگاه فلسفه سیاست اسلامی این موضوع را درست ندانسته و بلکه باطل و نامشروع می دانم.

نکته جالب اینجاست که دو روز از این مصاحبه نگذشته بود که از همان خبرگزاری با من تماس گرفتند تا دعوتنامه افطاریه برای من بفرستند!! به دعوت کننده گفتم اکنون من به یاد سخنی افتادم که حدود بیست و پنج سال پیش به دانشجویی عضو انجمن اسلامی گفتم که در استانداری تبریز کنار من نشسته بود و به مناسبت سالگرد مرحوم علامه طباطبایی با میهمانان کنگره بزرگداشت ایشان مشغول صرف شام مجللی بود. او از من پرسید: استاد! آیا روح علامه از این اسراف ها راضی است؟

من که همانند او مشغول صرف شام بودم، گفتم: پسرم! یا نخور، یا نگو!

اکنون، من ترجیح می دهم بگویم، اما نخورم.

 

28-03-1395