تحلیلی از رای منفی سوییسی ها به یارانه!

 

 

مردم سوییس طی یک همه پرسی به دریافت یارانه ماهیانه از طرف دولت «نه» گفتند! اگر طرح یارانه دولتی سوییس به اجرا درمی آمد، دولت موظف بود به تمام افراد بزرگسال چه شاغل و چه بیکار، ماهیانه مبلغ 2260 یورو (حدود نه میلیون تومان) و به افراد زیر 18 سال 565 یورو ( بیش از دو میلیون تومان ) بپردازد. رأی منفی 78 درصدی مردم سوییس در حالی است که بدانیم مبلغ پیشنهادی در سوییس معادل حقوق یک کارمند عادی در سوییس است، حال آن که 45 هزارتومان یارانه نقدی در ایران معادل 7 درصد حداقل حقوق یک کارگر ساده است.

چرا مردم سوییس آن همه پول را نمی خواهند و مردم ما از این مبلغ ناچیز دست برنمی دارند؟ در ثبت نام مرحله دوم یارانه، دولت، روحانیت و مطبوعات از مردم درخواست کردند که صاحبان ثروت و مکنت از ثبت نام خودداری کنند. اما، تقریبا همه ثبت نام کردند. هنوز هم دولت ما در حذف یارانه طبقه مرفه تردید دارد! چرا چنین است؟

تحلیلگران جامعه در رسانه ها نکات گوناگونی را ذکر کرده اند. من نیز با نگاهی فلسفی چند عامل را مطرح می کنم.

  1. ما هنوز از تربیت هویت اجتماعی مردم ناتوانیم. مردم ما هریک به خودشان فکر می کنند، اما آنان که دارای هویت اجتماعی هستند، به جامعه فکر می کنند و خود را عضوی از پیکر جامعه می دانند. آنان سود خود را فدای سود جامعه می کنند، اما ما زیان جامعه را وسیله سود خود قرار می دهیم. اینکه انسان هویت اجتماعی داشته باشد، نکته ای بسیار ظریف است که حتی تصور آن برای بسیاری از سیاستگذاران فرهنگ ما دشوار است. بنابراین، مردم ما حق دارند که 45 هزار تومان خود را بگیرند و اهمیتی ندهند چه اتفاقی برای جامعه می افتد. مردم سوییس هم حق دارند که از نه میلیون صرف نظر کنند، چون می دانند که برای جامعه اشان زیانبار است.
  2. مردم سوییس به وسیله نظام آموزشی و رسانه ای خود چنان رشد کرده اند که توان تجزیه و تحلیل دارند و در این گونه موارد می توانند تصمیم درست بگیرند. اما، جامعه ما هنوز هم از آموزش درست و کارآمد بهره مند نیست. اگر یک نگاه منتقدانه به برنامه های گسترده صدا و سیما و سازمان های فرهنگی دیگر بیندازیم، کمتر برنامه ای می یابیم که هدف آن اطلاع رسانی به مردم و توسعه ذهن آنان بوده و بر توان تجزیه و تحلیل ایشان بیفزاید. برنامه های ما بیشتر جنبه سرگرمی دارند و یا صرف مطالبی می شوند که هیچکس چیزی از آن ها نفهمد.
  3. رابطه دولت – ملت که از دستاوردهای دنیای جدید است، دولت را با ملت چنان پیوند زده است که پدر را با فرزند! بنابراین، آنان می دانند که دولت می تواند با این پول ها برای آینده آنان و فرزندان و نسل های بعدی شان برنامه ریزی کند، اما رابطه ما با دولت چنان است که بیشتر مردم فکر می کنند اگر به ما پولی ندهند، حتما خودشان می خورند.
  4. در کشورهای پیشرفته ای مانند سوییس، آلمان و آمریکا، احزاب، منافع ملی را با لجبازی های خود آسیب نمی زنند. اما، در جامعه ما جناح ها به خاطر لجبازی با یکدیگر و رقابت ناسالم، دست به کارهای زیانبار زده و اقتصاد و فرهنگ مملکت را دچار آسیب های سنگین می کنند.
  5. کشورهای پیشرفته تابع غوغای عوام نیستند و بر اساس کارشناسی و تخصص تصمیم می گیرند، اما دولت های جامعه ما همیشه باید مواظب باشند توده مردم بر ضد آنان تحریک نشوند. لذا، اگر یارانه زیانبار هم باشد، باید ادامه داده شود و کسی جرئت دستکاری آن را ندارد.

در پایان، باید به این نکته توجه کرد که یک کشور کوچک این همه ثروت را از کجا به دست آورده که در جهان بالاترین درآمد سرانه را دارد و این همه بودجه اضافی هم دارد که می تواند، اگر مردمش بخواهند، پول اضافی به جیب آنان بریزد! پاسخ این پرسش در اینجاست که ما هنوز نمی دانیم که در دنیای جدید، ثروت محدود نیست. در دنیای سنتی ثروت محدود به کشاورزی و دامداری و مقدار محدودی صنعت و بازرگانی بود. اما، در دنیای جدید، ثروت حد و حساب ندارد و هر کشوری به میزان شایستگی مدیریت و آگاهی مردم خود می تواند با بهره گیری از امکانات و سرمایه گذاری در تولید و روابط سازنده بین المللی و عوامل دیگر تا هرجا که بخواهد ثروتمند شود. وگرنه، چشم به راه دلارهایی خواهد ماند که از فروش منابع طبیعی به دست می آیند./

 

والسلام

دکتر سید یحیی یثربی

19-03-1395