آسیب های حوزه پژوهش

 

از جمله مهم ترین آسیب های حوزه پژوهش، کتابسازی است. اصلی ترین علت کتابسازی، مسئله نبود نقد است. در جامعه‌ای که نقد جدی نباشد، پژوهش درست انجام نمی‌شود. قدم اول نقد است که کاستی ‌ها را مشخص می ‌کند، بعد از آن مسئله پژوهش متولد می ‌شود و نوبت پاسخگویی به پرسش است. تا دو مرحله قبل به خوبی انجام نشود، مرحله نهایی به ثمر نخواهد رسید. هرچند سال یک بار می‌ گوییم علوم انسانی مرده است، حال آن‌که این‌جا ما خود علوم انسانی را می ‌کشیم. متأسفانه باید گفت که ادعای دانایی در این مملکت بسیار رواج دارد. کسانی ادعای فضیلت می‌کنند که شایستگی ندارند.

از دیگر آسیب‌هایی که میان منتقدان در حوزه پژوهش‌ دیده می‌شود، کلی‌ گویی و صحبت در رابطه با موضوعات فرعی است که این خود سبب گمراهی خوانندگان می‌شود. علاوه براین، تعارفات دوستانه نیز در میان پژوهشگران رایج است؛ به ‌طوری که در اغلب جلسات نقد، میهمانان از سوی صاحب اثر تأیید می‌ شوند. با این روند، نباید انتظار نقد جدی علمی داشته باشیم.

باید سارقان علمی را معرفی کرد. تنها راه این است که فضای صدا و سیما به سمتی پیش رود که اجازه معرفی آثار ضعیف و مؤلفان غیرحقیقی را داشته باشیم. با این کار، نویسندگانی که شایستگی ندارند، منزوی می‌ شوند. آسیب‌ ها و نقایص موجود در حوزه علوم خود را به آسانی نشان نمی‌ دهد، زمانی متوجه این معضلات می‌شویم که فرصت از بین رفته است.  وقتی در جامعه، کار جدی نباشد و کاسبی جدی باشد، هر کس به خود اجازه ورود می‌ دهد.

ما بیشتر مانند بسیاری از فعالیت‌های خودمان، در زمینه پژوهش نیز ادای نقد را در می ‌آوریم، زیرا نقد به معنی جدید کلمه از غرب آمده و بر مبانی متعددی استوار است؛ از این رو، ابتدا باید معرفت ‌شناسی جدید و منطقی در این زمینه صورت گیرد. با این نگاه که با نظر بزرگان، راه بر پژوهش بیشتر و یا نقد و بررسی بسته می ‌شود، نقد در جامعه می ‌میرد، نگاهی که سبب می‌شود ما گمان کنیم چون فلان استاد و پژوهشگر در رابطه با این موضوع نظر داده‌اند، به حقیقت کامل دست‌ یافته ایم.

پایان‌نامه ‌های دانشگاهی در موضوعات مختلف ، مجموعه‌ای از نقل قول‌ های نویسندگان و پژوهشگران مختلف است. وقتی در دانشگاه ‌ها با اطلاعیه ‌های متعدد در زمینه تألیف پایان‌نامه مواجه هستیم، چگونه می‌توانیم انتظار داشته باشیم که پایان‌نامه‌ها پاسخگوی پرسش‌ های علمی باشند. در جلسات داوری، بر اغلاط مطبعی، رونویسی و موضوعات تکراری ایراد گرفته می‌شود، نه روش و محتوی و این در حالی است که رساله‌ های ما اغلب با روش رونویسی و گردآوری تنظیم می‌شود.

گاه دیده می‌شود که در زمینه‌های فرهنگی، افرادی فعالیت می‌‌کنند که نه درعلوم حوزوی تحصیلات بالایی دارند و نه مدارج دانشگاه را طی کرده ‌اند، از این رو با ضعف مدیریت فرهنگی مواجه هستیم. این دست از افراد کم کم برای خود پژوهشگاه تأسیس می‌کنند و برای خود جایگاهی درست می‌کنند؛ به همین دلیل است که نقد در حوزه علوم انسانی و دیگر علوم، جدی‌نیست.

08-03-1395