نقد را ممیزی نکنیم

 

از دیرباز عده ای به ممیزی کتاب به وسیله وزارت ارشاد اعتراض داشته و دارند. نظر ریاست محترم جمهوری نیز این است که خود نویسنده مسئول محتوای کتابش باشد یا انجمن نویسندگان و ناشران ممیزی کتاب را بر عهده بگیرند.

به نظر من، نویسنده ای که کتاب را نوشته است، بر این باور بوده که درست نوشته است و از کاری که کرده، پشیمان نخواهد شد. بنابراین، نمی شود خود نویسنده را ممیز قرار داد. اما، می توان وی را مسئول محتوای کتابش دانست.

ممیزی انجمن نویسندگان و ناشران نیز از دو جهت مشکل آفرین است؛ یکی اینکه، برای این انجمن ها گاهی افرادی انتخاب می شوند که بسیار تنگ نظرتر و سختگیرتر از کارمندان وزارت ارشاد هستند. دیگر این که، هردو انجمن، مخصوصا انجمن ناشران تخصص های لازم را برای بررسی انواع کتاب ها نخواهند داشت. در نهایت این که سپردن ممیزی به انجمن ناشران یا انجمن نویسندگان یا مسئول دانستن خود نویسنده، مشکل نشر کتاب را حل نمی کند، زیرا اگر کتابی چاپ شد و عده ای از جهتی به آن معترض شدند، ناشر با مشکل روبرو خواهد شد. حتی، ممکن است محکوم شده یا دست­کم با جمع کردن کتاب دچار زیان و ضرر گردد و بازهم بازار نشر دچار پریشانی و عقب ماندگی گردد.

اما، این که ممیزی را کلاً برداریم، شاید در شرایط کنونی جامعه ما امکان پذیر نباشد. پس چه باید کرد؟

پیش از آن که پیشنهاد خود را در این باره بگویم، نکته ای را مطرح می کنم و آن این که در جامعه ما ممیزی هایی بسی زیانبارتر از ممیزی وزارت ارشاد وجود دارد، از قبیل ممیزی خود نویسنده که قلم خود را از نوشتن حقیقت باز می­دارد که مبادا از نظر جاه و مال آسیبی ببیند. من کسانی را می شناسم که درست برخلاف باور خود می نویسند و یا اصلا آثار خود را چندان جدی نمی گیرند.

 دیگری، ممیزی داوران آثار پژوهشی است. معمولاً مقاله ای که به مجلات علمی فرستاده می شود، از طرف عده ای به گونه ای ممیزی می شود. من، خود، مقاله ای را برای چاپ به مجله ای در دانشگاه علامه طباطبایی دادم که خودم عضو هیئت تحریریه آن بودم. اما، هرگز چاپ نشد. زیرا، آن را به یکی از همکاران محترممان در دانشگاه دیگری داده بودند که نظر بدهد و ایشان خود، بعدها به من گفت که من نقد شما را بر منطق درست می دانستم، ولی جرئت نکردم مسئولیت چاپ آن را بپذیرم و از اعتراض عده ای نگران شدم.

نیز، در پژوهشگاه های بیشمار، ولی بی خاصیت کشورمان در حوزه علوم انسانی هر اثر تحقیقی را به داوری می سپارند و داوران با ذهنیتی که دارند، معمولا با سخن جدید مخالفت می کنند. چنان که در رساله های دوره های کارشناسی ارشد و دکتری نیز همین مشکل را داریم. اگر دانشجو رساله خود را با نقل سخنان شخصیت های گذشته و مقبول پر کند، به راحتی پذیرفته می شود. اما، اگر خودش به تحقیق جدیدی رسیده باشد و سخن تازه ای گفته باشد، دچار مشکل می گردد.

اینک، در برابر این مشکلات آزاردهنده و زیان­بار چه باید کرد؟ به نظر من، در زمینه تحقیقات پژوهشگاهی، باید به هرتحقیقی که محتوای جدیدی داشته باشد، اجازه چاپ داده شود. هرکس با آن مخالف است، در مجلات علمی به نقد آن بپردازد. در رساله های دکتری و مقالات علمی نیز باید همین رفتار را داشت. این نقدها باید از طرف کسانی مطرح شوند که شایستگی علمی و تخصص لازم را در مورد آن مقاله یا اثر پژوهشی داشته باشند، نه این که مثلاً کتاب یک استاد برجسته ادبیات را برای نظردهی به یک دانشجوی لیسانس یا فوق لیسانس برخی مراکز کذایی بسپارند.

در مورد نقد، هرکسی جرئت نمی کند بدون تخصص و شایستگی سخن بگوید. اما، در مورد ارزیابی ها و داوری های پنهانی، هرکس و ناکسی می تواند اظهار نظر کند.

نکته آخر این که، باید محققان شناخته شده و معتبر در جامعه را به عنوان منبع معتبر پذیرفته و آثار آنان را به داوری نفرستیم. همانطور که فتوای یک مرجع دینی را به داوری نمی فرستند، نظریه یک محقق شناخته شده و برجسته یا یک نقاد دقیق را نیز نباید به داوری سپرد. اما، می توان آن را نقد کرد. آنان که حریف وی هستند، آشکارا به میدان آمده و او را نقد کنند.

در پایان یادآور می شوم که هرگز برآن نیستم که هرکسی هرچه خواست بنویسد و منتشر کند، اما هرگز هم بر این باور نیستم که هرکسی هرچه نوشت، به وسیله افرادی که شایستگی ندارند، ممیزی شود. اما، به هرحال از نقد نهراسیم. هرچه نقد بنیادی تر و جدی تر باشد، راهگشاتر است؛ اما تمجید و تجلیل از پیشینیان و حاشیه و تعلیق بر آثار آنان هرگز ما را به سوی تولید علم و نظریه پردازی هدایت نمی کند. برای ایجاد تحول در علوم انسانی و برای توسعه ذهن انسان ها، نخستین گام موثر نقد علمی شرایط موجود است تا با آشکار کردن کاستی ها و نارسایی ها راه را برای جبران آن ها هموار کنیم./

 

دکتر سید یحیی یثربی

اردیبهشت 1395

15-02-1395