فلسفه خرافات

بیماری کشنده ای که مادرزادی و همگانی بوده و علاج سختی هم داشته باشد، بسیار خطرناک خواهد بود. خرافه در جامعه همان بیماری خطرناک می باشد که هم موروثی و مادرزادی است و هم فراگیر و همگانی! خرافه خطرناک ترین بیماری جامعه هاست که آثار زیانبار آن، از تمامی جهات، زندگی انسانها را تحتتاثیر قرار میدهد، از اخلاق تا اقتصاد گرفته تا دین و مذهب و سیاست و مدیریت، همه و همه را!
از آنجا که خرافه موروثی است، با شیر مادر به رگهای جان و روح ما راه مییابد. ما نیز، ندانسته و نسنجیده براساس تلقین و عواطف و احساسات گرفتار آن میشویم. آنگاه، ما را از درون پوسانده و تهی میسازد تا جایی که دچار ناتوانی شده و از هم میپاشیم.
بیماری خرافه، چنان خطرناک است که اگر کسی از این بیماری سخن بگوید، یا مردم را به مبارزه با آن فراخواند، به شدت مورد تعقیب و آزار قرار گرفته و زندگیش به خطر میافتد! این بیماری فراگیر همه جا را از شرق و غرب در بر گرفته است، از کشورهای عقب مانده تا جامعههای پیشرفته. اما، جامعههای عقب مانده با کشورهای پیشرفته در این خصوص یک فرق بنیادی دارند و  آن این که در کشورهای پیشرفته، تدبیر امور جامعه در دست کسانی است که بیشتر به اصول عقلانی و تدبیر علمی توجه دارند. اما، در جامعههای عقب مانده، متولیان و گردانندگان جامعه، خود از گرفتاران خرافه و حامیان آن میباشند!
با توجه به رشد فراگیر و نگران کننده بیماری خرافه در دنیای امروزمان، بر آن شدیم تا اقدام به برگزاری درس هفته تحت عنوان «فلسفه خرافات» کنیم. علاقمندان می توانند این درس را هر هفته از طریق قسمت «فلسفه» بخش «درس هفته» دنبال کنند.

04-02-1395