فلسفه، اساس تفکر انسان

تمام رشد بشر از تفکر است و اساس تفکر، فلسفه است. شما دو محصول بسیار گرانقدر دارید؛ یکی تمدن و دیگری دانش ، دانش و تمدن دو محصول بی بدیل و گرانقدر انسان اند و هر دوی این ها رویش خود را از فلسفه گرفته اند. هم علم و دانش، تاریخ دارند و هم تمدن. شما تاریخ علم و تمدن را بخوانید، در هر دو پی می برید که ریشه اکثر رویش ها و رشد ها و تحول ها فلسفه بوده است. اگر برده ای آزاد شده، اگر انسان از ستم و استبداد رهایی پیدا کرده، اگر جنگ و قحطی و بیماری های واگیر دار مثل وبا و طاعون ریشه کن یا خیلی کم شده اند؛ بنیانگذار همه این تحول ها فلسفه است. اگر فیلسوفانی مانند فرانسیس بیکن، هیوم، دکارت و … نبودند، این دنیای جدید نبود.

حرکت همین فلاسفه هم نتیجه ترجمه آثار ابن رشد و ابن سینا بوده ، در قرن دوازدهم وقتی آثار ابن سینا و ابن رشد در اروپا ترجمه شد ، چراغی برای آنها روشن شد و آنها به دنبال این روشنایی ، به روشن اندیشی رسیدند و به تمدن و دانش جدید دست پیدا کردند . اما متأسفانه خود ما با این راه روشن به دلایلی نساختیم و این راه روشن را منزوی کردیم و جلوی راه رشد و نمو دانش را گرفتیم، یعنی همان فلسفه و رفتیم به حال و هوای عرفان و تصوف و از این دست. خب این از منظر اینکه فلسفه عامل رشد است و عامل شادمانی ، هیچ چیز انسان را به اندازه رشد اندیشه شادمان نمی کند.
وقتی انسان با سواد می شود، بزرگترین مایه شادمانی او خواندن و نوشتن است. دنیای وحشی تبدیل به دنیای متدن می شود، این شادمانی اش حد و حساب ندارد. اصل شادمانی ها این ها هستند. پس فلسفه هم اساس شادمانی هاست و هم اساس روشنایی هاست و هم اساس دانش است و هم اساس تمدن .

01-12-1394