هفته ­ی وحدت یا وحدت؟!

در روزگاری زندگی می کنیم که از زمین تا آسمان با گذشته فرق دارد. یکی از ویژگی های روزگار ما آن است که در آن از موعظه ­ی خالی کاری ساخته نیست. چنان­که، پس از پیروزی انقلاب اسلامی از بیان حرمت ربا نتیجه ای نگرفتیم و نتوانستیم آن را ریشه کن کنیم. همچنین، نتوانستیم بر مسئله­ ی اعتیاد و قاچاق غلبه نماییم. دلیل این امر آن است که ما به سخن گفتن قناعت کرده، از تجزیه و تحلیل های تخصصی بهره نگرفته و زمینه ها و پشت پرده ها را جدی نمی گیریم.

در مسئله ­ی وحدت مسلمانان نیز همین مشکل را داریم. بیش از سه دهه است که نظام اسلامی ما به دنبال وحدت مسلمانان است. اما، مطمئنم که هنوز تعریفی از این وحدت وجود ندارد! هرسال، درباره ضرورت وحدت، سخنرانی ها می شود و اختلاف و تفرقه زشت و شیطانی شمرده می شوند، اما چنان­که عملاً می بینیم، تفرقه و اختلاف در میان مسلمانان روز به روز بیشتر و عمیق تر می گردد. هم اکنون، مسلمان خون مسلمان را بی دریغ می ریزد و هرکسی دیگران را گناهکار می شمارد، نه خود را. به همین دلیل کاری از پیش نمی رود و دردی به درمان نمی رسد.

ما باید به جای موعظه و ذکر آیه و حدیث، طرح عملی و اجرایی داشته باشیم. من بارها شاهد بوده ام که هم اینان که در هفته وحدت داد سخن می دهند، عملاً با هم نماز نمی خوانند. ما اگر کار عملی و اجرایی نداشته باشیم، روز به روز کارمان خراب تر می شود. برای نمونه، در این سه دهه نتوانسته ایم بر سر جشن میلاد پیامبرمان (ص) توافق کنیم. جشن میلاد چقدر شرعی است و چقدر مهم است، بماند. اما، حتی برای مردم عادی پیش و پس انداختن این جشن و زودتر یا دیرتر برگزار شدن آن اهمیتی ندارد. ولی، حتی در این مسئله بی اهمیت هم به وحدت نرسیده ایم و در حقیقت، نتوانسته ایم به وحدت برسیم. زیرا، تفکر و روش ما کارآمد نبوده و به گمان­مان با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین می شود.

 

06-10-1394