یاد باد آن روزگاران یاد باد

علامه طباطبايي حق بزرگي بر فلسفه اسلامي دارد. در زماني که فلسفه درحال به فراموشي سپرده شدن بود، ايشان با تمام مشکلات به ترويج فلسفه پرداخت. من اواخر اين دوره را در قم و در محضر علامه گذراندم و مي ديدم که تدريس فلسفه در آن عصر چقدر با مشکلات و موانع روبه­روست. مهم ترين اين مشکلات اين بود که مجموعه کساني که پاي درس علامه مي نشستند، همگون و يکدست نبودند؛ از جوان ۲۰ساله تا پيرمرد ۶۰ ساله پاي درس ايشان مي نشستند. درحالي که در همان ايام درس اصول يا فقه استادان قم نظم داشت و با حساب و کتاب برگزار مي شد و هرکس نمي توانست پاي درس استادي بنشيند. ولي با وجود اين شرايط سخت علامه مقاومت کرد و فلسفه را به پيش برد.

يکي از حسن هاي علامه اين بود که بر عقل تاکيد داشت ايشان يک فيلسوف مشايي متکي بر عقل بود و گرچه به شدت روحيه عارفانه و زاهدانه داشت، اما آن چه راکه تدريس و ترويج مي کرد فلسفه و عقلانيت بود.

علامه تلاش مي کرد در اين زمينه نوآوري هم داشته باشد، به عنوان نمونه ايشان مي کوشيد در بيان و تنظيم مقدمات و مطالب نوآوري داشته باشد که نمونه بارز اين نوآوري ها در کتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم مشاهده مي شود. توجه به مکاتب و آراء غرب جديد از ديگر ويژگي هاي ايشان بود که باز در همين کتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم مي توان آن را مشاهده کرد. هم چنين توجه به مسائل روز و شبهات معاصر نيز در افکار و آثار علامه به چشم مي خورد. ايشان مي کوشيد حتي به آثار ملاصدرا نظم خاصي بدهد و بحث هاي زائد را کنار بگذارد تا آن ها قابل دسترس تر شوند.

کتاب مهم اصول فلسفه و روش رئاليسم که توسط علامه به زبان فارسي نوشته شده و اصل آن حدود ۲۵۰صفحه است هنوز مورد نقد جدي واقع نشده است. به نظر من برازنده جامعه اسلامي نيست درحالي که نيم قرن از نگارش اين کتاب مي گذرد، اما هنوز روي اين کتاب کار تحليلي جدي صورت نگرفته است.

به نظر من ديدگاه هاي علامه را مي توان از چند زاويه مورد نقد و واکاوي قرار داد. به عنوان مثال، با وجود اين که علامه طباطبايي متکي بر عقل بود، اما ملاصدرا را نقد نکرد و در نقد ميراث گذشته ما نقش چنداني نداشت و فقط به کارهايي درحد تعليقه و حاشيه اکتفا کرد. علاوه بر آن، با وجود اين که علامه طباطبايي به مکاتب غربي توجه داشت، اما متاسفانه منابع در دسترس ايشان در اين زمينه کم بود. آن موقع فقط کتاب سير حکمت در اروپا نوشته مرحوم فروغي وجود داشت که اين کمبود منابع بر اين نقدها اثر منفي گذاشت. هم چنين علامه در نقدهايي که داشت نگاه تاريخي و تحليلي به سير فلسفه نداشتند و به فلسفه هاي مضاف هم ايشان کمتر پرداخت.

در مراسم های سالروز درگذشت علامه به تمجيد و تجليل بخشي از شخصيت وی پرداخته مي شود و اين اتفاق از آن جهت مي افتد که ما جايگاه این مراسم ها را نمي شناسيم و نمي دانيم. درحالي که بايد موضوعي انتخاب شده و در اختيار پژوهشگران قرار گيرد تا آن ها در فرصتي که دارند بر روي آن موضوع کار کنند و در همايش اين آرا و ديدگاه ها مطرح و با يکديگر مقايسه شود. ولي در همايش هاي ما که مديريت نشده است اين اتفاق رخ نمي دهد، بنابراين زماني چنين همايش هايي مفيد است که ما بدانيم راجع به علامه چه کار هايي انجام شده و چه کارهايي نشده تا بر روي بخش هاي انجام نشده کار کنيم.

علامه روحيه اي لطيف و شخصيتي روحاني داشت که در تربيت شاگردان و افرادي که پاي درس ايشان نشستند، بسيار اثرگذار بود. گفته اند اگر رفتار و کردار يک استاد در شاگرد تاثيرگذار نباشد، گفتار او تاثيرگذار نخواهد بود. علامه طباطبايي نمونه بارز اين ويژگي بود يعني هميشه اخلاق و رفتارشان بيش از گفتارشان ديگران به ويژه شاگردانشان را تحت تاثير قرار مي داد. به عنوان نمونه استاد زندگي بسيار ساده اي داشت و غذاي ساده اي مي خورد. يادم نمي رود که بارها استاد را هنگام ظهر بعداز نماز مي ديديم که يک کاسه ماست در يک دستش و يک نان سنگک در دست ديگرش بود و به سمت خانه مي رفت تا ناهار بخورد.در عرفان گفته اند ساقي از باده اثرگذارتر است. باده استاد همان تعاليم و گفتار ايشان و ساقي همان خلق و خو و رفتارشان بود که خودش خيلي بيشتر از باده اش تاثيرگذار بود.

من به هنگام رحلت ايشان چند بيتي در فراق استاد گفته ام:

ميهمان بزم او بوديم دوش

 چشم ساقي در کمين عقل و هوش

باده در جام حريفان ريختند

 فتنه ها با فتنه ها آميختند

لب به لب با جام و هستي بر کفم

چشم بر چشمان مست آن صنم

از قدح تا چشم او ديدم عيان

 بود فرقي از زمين تا آسمان

باده کي باشد حريف چشم وي

 هر نگاهش نشئه صد جام مي

در دل ما ياد او آرام جان

 دولتش جاويد و نامش جاودان

 

دکتر سید یحیی یثربی

23 آبان ماه 1394

23-08-1394